مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیهالسلام
نگاه کن پـسـرت را چگونه مـرد شده بدون تـیـغ و سـپــر راهـی نـبـرد شده بگـو به حرمـلـهها شیـرخـواره میآید صدای غـرش شـیـری دوبـاره میآیـد شـبـیـه چـلـچـلـهای بـا بـهــار مـیآیــد شـبـیـه آیــنــه در دسـت یــار مـیآیــد سپیده خـیـمه زده بر گـلوی نـازک او گرفته عرش خدا را دو دست کوچک او فلق به سمت نگاهش ستاره آورده است شفق به خون گلویش چه غبطهها خورده است سه روز تشنهلب است و سه روز بیخواب است میان خلوت گهوارهاش چه بیتاب است به روی دست پدر او کبوتر صلح است حسین جنگ ندارد، پیـمبر صلح است نگاه کن پـسـرت را که شـیـرمرد شده بدون تـیـغ و سـپـر راهـی نـبـرد شـده کنار خیمه نشسته است مادری بیتاب تمام دشت سراب است در نگاه رباب تمام حـسرت او جـرعـهای زلالی شد نگاه اوست به گهوارهای که خالی شد نگاه اوست به گهوارهای که بیتاب است خیال میکند اصغر هنوز هم خواب است |